خرید بک لینک
سلام با توجه به اینکه سلامت یا مشکلات دهان و دندان هم از نظر ظاهری در رابطه ی انسان تأثیر میذاره ( که البته اگه مشکل حاد بشه نه تنها در روابط عاطفی، بلکه در سایر ارتباط هم تأثیر منفی میذاره ) و هم در سلامت کل بدن نقش داره، نباید از اهمیت این موضوع غافل شد. آمارها و هم چنین اونچه که در اکثریت مردم ایران می بینیم، نشون میده که ایرانی ها از نظر دندان های خراب، اوضاعشون خیلی خرابه!یه جستجوی ساده در اینترنت و یا نگاهی به لینک های زیر از خبرگزاری ها و منابع معتبر، گویای این واقعیته. بنابراین سعی کنیم همراه با تغذیه مناسب و توجه به سلامت تمام بدن، به سلامت دندان

برچسب: نویسنده: فاطمه حسینی تاريخ: سه شنبه 27 مهر 1395 ساعت: 16:12

با سلام پسری هستم 20 ساله ترم پنج دانشگاه هستم. الحمدالله از نظر مالی وضعیت مناسبی داریم و مشکلی نداریم. ترم سوم بودم که تو دانشگاه با دختری که سنگینی و متانت بالایی داشت آشنا شدم. اولش خیلی اذیت کرد ولی بعدش قبول کرد. قرار بود تا درسمون رو تموم میکنیم با هم آشنا بشیم و بعدش ازدواج کنیم. خانواده من و خانواده ایشون اطلاعی نداشتن چون من وقتی خواستم از اول برم جلو برای رسمی شدن گفت فعلا همدیگه رو بشناسیم،این وسط البته اختلاف نظرهایی داشتیم مثلا من خیلی غیرت داشتم روش یا دوستاش خیلی حسودی میکردن... حتی با یکی از دوستاش سر من دعوا شدید کرد. همه چیز خوب بود تا ت

برچسب: نویسنده: فاطمه حسینی تاريخ: سه شنبه 27 مهر 1395 ساعت: 16:12

سلام به همگی دوستان گل خانواده برتریه سوال دارم که دوست دارم نظرات دوستان بزرگوار رو بدونم چون مطلبی هست که ذهنمو درگیر کرده...پسری 26 ساله و ناپخته هستم و فارغ التحصیل مهندسی برق . از 16 سالگی که به قول معروف دست چپ و راستمو تشخیص دادم، در حال تلاش بودم؛ حالا یا درس خوندن یا کار پاره وقت و یه ته مونده ای نصیب شدن ... تا رسیدم به خان اول شاهنامه یعنی کنکور!!! خدا رو شکر و با عنایت خودش، خان اول رو همونطور که مد نظر مبارک بود رد کردم، روزگار در دانشگاه هم به خیر و خوشی و خنده سپری شد تا به خان دوم که کابوس شبانه و روزانه رسیدم؛ سربازی! خان دوم هم با الطاف خدا

برچسب: هرچی ما میریم بیشتر و بیشتر,بین ما هرچی بوده تموم شده,بین ما هرچی بوده تموم شده گوگوش,بین ما هرچی بوده,هرچی ما میریم بیشتر بیشتر,بین ما هر چی بوده گوگوش, نویسنده: فاطمه حسینی تاريخ: سه شنبه 27 مهر 1395 ساعت: 16:12

سلام من ۱۷ سالمه. من از اول دبستان شاگرد اول بودم .خیلی درسخون. کلا عاشق درس خوندن بودم و حتی تفریحم هم درس بود. اما سال ۹۴ که سوم دبیرستان بودم، از اذر ماه نمیدونم چی شد که دیگه نتونستم درس بخونم کلا حوصلم نمیکشه. یا نمیدونم مغزم قفل شده یا ... ۵ تا روانپزشک رفتم یکی گفت افسردگی اون یکی گفت اضطراب و وسواس فکری ... کلا کسی نمونده که پیشش نرم روانشناس، طب سنتی، سوزنی، نوروفیدبک و ... اما اصلا خوب نمیشم. من تو فرزانگان درس میخونم و شاگرد تاپ اونجا بودم اما با این مشکل نتونستم برم مدرسه و خرداد و شهریور هم نرفتم. منی که معلمام امید داشتن واسه پزشکی ، حتی دیگه نم

برچسب: نویسنده: فاطمه حسینی تاريخ: سه شنبه 27 مهر 1395 ساعت: 16:12

سلام به همگی من یه دختره 33 ساله هستم، قدم 166 و 52 کیلو هستم. از بچگی وزنم کم بود، پر جنب و جوش بودم و سالم. از زمانی که دانشگاه رفتم اطرافیان که معمولا به خودشون اجازه اظهار نظر در مورد مسائل شخصی دیگران رو میدن، بهم میگفتن که لاغری. به مرور این مساله برام مهم شد. بعدها با درک بیشتر از زندگی و خودشناسی حرف دیگران برام اهمیت شو از دست داد. الان خودم شخصا دوست دارم چند کیلویی وزن اضافه کنم برای سلامتی و قدرت بدنی و داشتن اندام بهتر..چون بهم میاد.. سوخت و ساز بدنم بالاست و چند باری سعی کردم وزن اضافه کنم خیلی موفق نبودم.. میخواستم در این زمینه بهم کمک کنین..کسی اگ

برچسب: مشورت در مورد کار, نویسنده: فاطمه حسینی تاريخ: سه شنبه 27 مهر 1395 ساعت: 16:12

سلام و خسته نباشید خدمت دوستان عزیز
یک سوالی از خدمتتون داشتم اینه ، کسی که دوران کارشناسیش در رشته روان شناسی عمومی گذارنده باشه میتونه برای ارشد ازمون رشته روان پرستاری رو بده؟ دوستان گلم لطفا هم نپرسید چرا روان شناسی عمومی رفتی و روانشناسی بالینی رو انتخاب نکردین...
اخه از سال 92 به بعد دیگه گرایش های روان شناسی رو در مقطع کارشناسی و لیسانس برداشتند و ورودی های اون سال به بعد در مقطع ارشد گرایش خود را انتخاب میکنند

برچسب: فارغ التحصیلان روانشناسی,فارغ التحصیلان روانشناسی دانشگاه تهران,فارغ التحصیلان روانشناسی بالینی,فارغ التحصیلان روانشناسی تربیتی,فارغ التحصیل روانشناسی,استخدام فارغ التحصیلان رشته روانشناسی,فارغ التحصیلان رشته روانشناسی,استخدام فارغ التحصیلان روانشناسی,طرح فارغ التحصیلان روانشناسی بالینی,بازار کار فارغ التحصیلان روانشناسی عمومی, نویسنده: فاطمه حسینی تاريخ: سه شنبه 27 مهر 1395 ساعت: 16:12

سلام دوستان عزیز به نظرتون جامعه آماری بازدیدکنندگان این وبلاگ چند درصد کل جامعه هستند؟ به لحاظ کیفی آیا بازدیدکنندگان این وبلاگ یک نمونه آماری خوب از جامعه هست یا نه بازدیدکنندگان وبلاگ از قشر خاصی هستند؟ چون میدونید دیگه در علم آمار وقتی میخوان یه مطلبی رو در یه جامعه بزرگ مثلاً یه کشور چند ده میلیونی بررسی کنند طبعاً نمیان اون مطلب رو از تک تک افراد جامعه بپرسن بعد درصد بگیرن. بلکه از یه نمونه آماری پرسیده میشه یا بررسی میشه و تعمیم داده میشه به کل جامعه. مثلاً از ممکلت 80 میلیونی یه نمونه 3000 نفری انتخاب میشه و مثلاً قد اونها اندازه گیری میشه و از

برچسب: نویسنده: فاطمه حسینی تاريخ: سه شنبه 27 مهر 1395 ساعت: 16:12

سلام
با عرض معذرت من رابطه داشتم با نامزدم جمعه هفته قبل 16 مهر من دو روز بعدش قرص اورژانسی خوردم قبلش استامینوفن خورده بودم .
نمیدونم اثر قرص اورژانسی از بین برده یا نه من جمعه 23 مهر دوباره رابطه داشتم امروز دو روز میگذره چهارشنبه وقت پریودمه . الان من دوباره قرص اورژانسی بخورم یا نه ؟
اخه میگن فقط یه بار در یه ماه میشه خوردش الان چیکار کنم ؟

برچسب: نویسنده: فاطمه حسینی تاريخ: سه شنبه 27 مهر 1395 ساعت: 16:12

سلا چه راههایی برای پیدا کردن همسر در خارج از کشور هست برای کسی که خودش هم خارج از کشور زندگی میکنه. یک سری سایت همسریابی مسلمانان هست ولی اونها اکثرا سنی هستند و مهم تر اینکه خیلی خلافکار و آدم علاف و دروغگو دارن به هیچ وجه نمیشه اعتماد کرد و خطرناک هستن. پیدا کردن همسر از ایران هم قابل اعتماد نیست٬چون سوال اصلی اینه که آیا میخواد با من ازدواج کنه یا میخواد بیاد خارج؟ میدونید اکثرا همسر مشکل ویزا و کار کردن پیدا خواهد کرد. من به یک مرکز شیعی هم تماس گرفتم ولی اصلا جوابم هم ندادن٬به نظر میاد فقط برای عقد و پول گرفتن هستن و نه کار دیگه ای٬در حالیکه م

برچسب: نویسنده: فاطمه حسینی تاريخ: سه شنبه 27 مهر 1395 ساعت: 16:12

سلام به همه نامزد من پسر خوبیه شکر خدا ، اما گاهی با زبونش ازارم میده مثلا میدونه از فلان حرف بدم میاد اما اونو میگه ... مثلا میگه من دوست دختر دارم! یا هیکل فلان زن قشنگه... در صورتی که من شکر خدا هیچی ازش ندیدم و اصلا بهش شک ندارم...فقط با زبونش اینارو میگه... و من خیلی ناراحت میشم... اما گاهی ام دقیقا عکس این حرفارو میزنه مثلا میگه بی شخصیته که مرد بره با کسی غیر از زنش... من چیکار کنم که اینقد حساس نباشم؟ پیشاپیش ممنون ازهمگی

برچسب: من چیکار کنم,من چیکار کنم پولدار شم,من چیکار کنم به انگلیسی,من چیکار کنم خدا,من چیکار کنم باردار بشم,من چیکار کنم لاغر بشم,من بلاک شدم چیکار کنم,من چيكار كنم,من چیکار,که دلت شکست,من زشتم چیکار کنم, نویسنده: فاطمه حسینی تاريخ: سه شنبه 27 مهر 1395 ساعت: 16:11

سلام دوستان من پسری 29 ساله هستم و فارغ التحصیل از دانشگاه دولتی. از زمان فارغ التحصیلی تا الان خیلی دنبال کار بودم من سه تا برادر دارم که هر سه بیکارن به هر دری زدم برا کار حتی به عنوان آبدارچی بسته بود . جاهایی هم که تو آزمون قبول شدم تو مصاحبه گفتن معرفتون کی هست گفتم معرف ندارم رد شدم . بعد از ناامیدی از کار دولتی که مخصوص افراد خاص و سفارش شده هست !!! زدم تو کار آزاد ولی شکست خوردم چون پشتوانه مالی نداشتم ! خیلی نا امیدم خیلی ناراحتم بیشتر دلم از این گرفته که چرا با وجود تحصیلات عالی حتی به عنوان آبدارچی هم نیستم . ولی هستن و دیدم که طرف 22 سالشه با مدر

برچسب: نویسنده: فاطمه حسینی تاريخ: سه شنبه 27 مهر 1395 ساعت: 16:11

سلام به همه قضیه از این قراره که ما یه ترم پایینی داریم که نیتمون نسبت بهش خیره بعد این خانم قبلا نامزد کرده ولی بهم زده . نامزد قبلیش 13 سال ازش بزرگ بوده ولی پسر تاپی بوده دلیل بهن زدنشونم این بوده ک پسره گفته نه میخوام ادامه تحصیل بدی نه بری سر کار باس بشینی خونه بچه بیاری و ایشونم گفته نمیخوام و بهم خورده . حالا سوال من اینه ایا من که تازه میخوام برم سر کار و خونه و ماشینم تازه گرفتم شانسی برای بدست اوردن دل ایشون دارم؟ فاصله سنیمون 1 سال و نیمه در ضمن نامزد قبلیشون از من تاپ تر بودن .

برچسب: نویسنده: فاطمه حسینی تاريخ: سه شنبه 27 مهر 1395 ساعت: 16:11

با سلام خدمت دوستان عزیزم راستش مطالب سایت رو خوندم و واقع لذت بردم ، خواستم سوال خودم رو هم مطرح کنم . پسری هستم 31 ساله ، از نظر تیپ معمولی ولی خب موهام دارن میرن کم کمک ( این مساله و یه مورد دیگه اعتماد به نفسم رو پایین اورده ) ، وضع مالی متوسط ، تحصیلات مهندسی ، با اینکه دوستان خوبی دارم ولی خیلی احساس تنهایی میکنم . قبلا هم یه مورد برای ازدواج هم بود که متاسفانه نشد و ضربه بدی بهم زد . جوریه که حس می کنم چون تیپ و چهره متوسط به پایینی دارم کمتر افراد بهم علاقه مند میشن و یا نمیشن کلا و خب این حرفو هم شنیدم از ... . الان از اینکه بخوام دوباره به شخصی نزدیک ب

برچسب: نویسنده: فاطمه حسینی تاريخ: سه شنبه 27 مهر 1395 ساعت: 16:11

با سلام

ببخشید میخواستم بدونم ایا راه خونگی هست که بشه دائم رنگ مو ها رو تغییر داد ؟ ایا راه پزشکی ای هست ؟ ( در صورت نبود راه خانگی ) . من مو های مشکی ای دارم و میخوام رنگ مو هام از مشکی به فندقی تغییر رنگ پیدا کنه .

لطفا نگید این کار درست نیست و ... و این موضوع برای من تموم شده هست و تصمیمم قطعیه . در ضمن پسری هستم ١٩ ساله .

ممنون

برچسب: نویسنده: فاطمه حسینی تاريخ: سه شنبه 27 مهر 1395 ساعت: 16:11

سلام دوستانمن و یکی از اقوام همو دوست داریم و در آینده ای نزدیک ازدواج میکنیم به امید خدا . ما هر دو با نقاط قوت و نقاط ضعف خودمون کنار اومدیم و مشکل خاصی نداریم خدا رو شکر . ایشون تو 8 ماهگی پدرشونو از دست دادن و مادرشون با وجود 4 بچه با سختی ها و دشواری های زیادی بزرگشون کرده، ایشونم خیلی خانوادشو دوست داره و ازشون حمایت میکنه با اینکه فرزند آخره . من اصرار زیادی داشتم که ایشون رابطه ما رو فعلا با خانوادش درمیون نذاره و بذاره 2 یا 3 ماه به ازدواج بهشون بگه که گوش نکرد و درمیون گذاشت...علتشم اینه که خب چون فامیلیم و هم همسایه مادر بزرگم هستن و زیاد میبینمشون

برچسب: دنیایی بزرگ با ادم هایی بزرگتر, نویسنده: فاطمه حسینی تاريخ: سه شنبه 27 مهر 1395 ساعت: 16:11

سلام بچه ها میخوام در مورد گناه نکردن و باز شدن گره های بزرگ زندگی براتون بگم .توی قران ( ایه 3 سوره طلاق )گفته شده هرکی گناه نکنه منه خدا گره زندگیشه باز میکنم . در واقع یکی از نشونه های باز شدن گره زندگی اینه .چند تا اتفاق پشت سر هم میوفته که به مسیر جدیدی هدایت بشی...خوب باشه بد باشه میگذره... این دنیا موندگار نیست...این نیز بگذرد... اینا همش امتحانات منه تو این دنیا...خدا میخواد ببینه چیکار میکنم... اگه شکر کنم قبول میشم اگه غر بزنم مردود میشم... خدایا شکرت... خودم میدونم تو همه کاره ای... پس قربون دستت خودت ردیفش کن... چون من بنده ضعیفم این گره فقط به دست خودت باز

برچسب: باز شدن گره ازدواج,باز شدن گره کار,باز شدن گره مشکلات,باز شدن گره,باز شدن گره کور زندگی,باز شدن گره بخت,باز شدن گره کارها,باز شدن گره مو,باز شدن گره زندگی,باز شدن گره از مشکلات, نویسنده: فاطمه حسینی تاريخ: سه شنبه 27 مهر 1395 ساعت: 16:11

سلاممن یه پسر 29 ساله هستم . من نامزدم رو خیلی دوست دارم به حدی که حاضرم جونمو هزار بار واسش بدم اما رو بروش هیچ وقت بروز نمی دادم و یعنی حتی اون نمی دونه که من حتی دوسش دارم در این حد. در واقع تا الان هم همینطور بوده. تا یه روز اون فهمید که من دوست داشتنم رو مخفی می کنم و رفتارش باهام تغییر کرد البته من حس می کنم که اون اینو از یه اشتباه من فهمید.! خلاصه بگذریم... می خواستم ببینم خانم ها چه رفتاری با این مساله دارند وقتی که می فهمن نامزدشون دوسشون داره ولی اصلا اصلا بروز نمی ده.. می خوام ببینم که این رفتار نامزدم چرا اینطوریه!! اون اگه فهمیده دوسش دارم دیگه

برچسب: نویسنده: فاطمه حسینی تاريخ: سه شنبه 27 مهر 1395 ساعت: 16:11

سلام من یه سوالی داشتم میخوام کمکم کنین من یه چیزایی رو درک نمیکنم علت این که حیوانات هم موقع مرگ اینقدر عذاب میکشن نمیفهمم . به چه دلیلی و بر اساس چه حسابی ؟ ما اگه درد میکشیم شاید بعضی ها بگن گناهکاریم و دلبسته این دنیایم ، ولی اونا چی ؟ راستس چند روز پیش یه بچه گربه ای جلوی چشمام با حالت سختی مرد . گربه ای که به خاطر مریضی حتی نای حرکت نداشت ولی نزدیک مردن ...خب گناه این طفل معصوما چیه ؟ چرا اینقدر باید اینا عذاب بکشن فشاری که اگه به من انسان وارد بشه هفتاد بار متلاشی میشم چه برسه به این طفل معصوما... واقعا چرا ؟

برچسب: دلیل اینکه آرومم, نویسنده: فاطمه حسینی تاريخ: سه شنبه 27 مهر 1395 ساعت: 16:11

سلام پسری 26 ساله هستم و مجرد از سن 12 سالگی تا 18 سالگی دچار عادت اشتباه خ ا بودم ولی با متوجه شدن مضرات این عمل از اون سن دیگه دست به این کار نزدم ولی دچار عارضه ی سیاهی زیر چشم بدنبال جنب شدن هستم که تا دو روز حداقل زیر چشام گود میفته و سیاه میشن . به طوری که خیلی در ظاهرم تاثیر گذاره و پس از سپری شدن دو سه روز کاملا خوب میشه . من سوالم اینه آیا پس از ازدواج نیز بدنبال رابطه جنسی نیز همین طور خواهم بود و زیر چشام گود و سیاه میشن . ممنونم .

برچسب: جنب بعد از اذان صبح,بعد از جنب شدن,بعد از جنب شدن چه باید کرد,بعد از جنب,وانا جنبك بعد فرقتنا ليالي,جنبلاط بعد لقائه هولاند,جنبلاط بعد لقاء هولاند,بعد از جنب شدن چه بخوریم,حکم جنب بعد از اذان صبح,روزه جنب بعد از اذان صبح, نویسنده: فاطمه حسینی تاريخ: دوشنبه 26 مهر 1395 ساعت: 2:15

سلام من دانشجوی ارشد روزانه برق هستم. الان ترم 5 هستم و واحد پایان نامه م باقی مونده. من بعلت مشکلات روحی و از دست دادن انگیزه و موارد دیگر نتونستم دوره ارشد رو خوب درس بخونم و دو ترم مشروط شدم و الان در معرض اخراج هستم. البته از طریق مرکز مشاوره چون پرونده دارم درخواست دادم برای بازگشت به تحصیل. که احتمالا قبول کنن تا پایان نامه م رو دفاع کنم. اما مشکلی که هست اینه که معدلم خیلی پایینه (13/17) و حتی پایان نامه رو 20 هم بتونم بشم بازم به 14 میرسه. حالا من موندم ادامه بدم و تلاش کنم برای بازگشتن به تحصیل یا بیخیال شم و برم سربازی و دوباره کنکور ارشد بدم و از نو شر

برچسب: مرخصی تحصیلی و سربازی, نویسنده: فاطمه حسینی تاريخ: دوشنبه 26 مهر 1395 ساعت: 2:15

سلام دوستای خوبممیخوام یه چیزی بگم عموم ضربه هایی که من تو زندگیم خوردم بخاطر این بود که آینده بینی نداشتم . میدونی ... کم عقلی میشه اسمشو گذاشت... خواسته های نفسمو لبیک میگفتمو جالبه...تهش هم میگفتم کار خدا بود چه خدایی؟ یه خدایی ساخته بودم که همش دوس داشت بره عشقو حال اون خدا نبود... اون نفس اماره بود که انقد قشنگ باهام حرف میزد که فکر میکردم خداس... اما اون خدا نیود... خدا همونی بود که موقع احساس گناه حالمو بد میکرد... میخوام از خدا بگم... میخوام از تجربم بگم... میخوام اعتراف کنم... میخوام اینجا بگم که من تازه خدامو شناختم... میخوام اون چیزی که الان تو ذهنمه رو ب

برچسب: نویسنده: فاطمه حسینی تاريخ: دوشنبه 26 مهر 1395 ساعت: 2:14

سلام بچه های عزیز من ١٧ ساله هستم . ساکن تهران ، وضع مالی معمولی رو به خوب . من میخوام خواننده بشم ولی نمیدونم از کجا شروع کنم . از ساز باید شروع کنم یعنی گیتار و پیانو یا از خوندن ؟ در واقع برم کلاس آواز یا برم کلاس ساز ؟ قبل این سایت ، به جا های دیگه سر زدم که جواب هایی بسیار ابتدائی دادن ، از سطح سواد بچه های سایت خبر دارم و میدونم سایت بسیار خوب و دلسوز و معتبریه . لطف بفرمایید تو رو خدا منو راهنمایی کنید که دیگه داره دیر میشه و باید سریع تَر دست بجنبونم . لطفا مطمئن باشید و پاسخ بدید . در واقع من اگه معروف و محبوب نشم دیگه زندگی برای من بی معنی میشه . از ٢

برچسب: میخوام خواننده بشم,ميخوام خواننده بشم,من میخوام خواننده بشم,میخوام بهترین خواننده بشم,میخوام خواننده بشم چیکار کنم, نویسنده: فاطمه حسینی تاريخ: دوشنبه 26 مهر 1395 ساعت: 2:13

سلام عزاداری هاتون انشاالله قبول باشه میدونم سوال من که بیشتر درد و دله تا سوال جز موضوعات سایت نیست . اما واقعا برام شب و روز نذاشته . خواهرم از اون دسته ادماس که خواباش تعبیر میشه انقدر که یه بار برا مرگ پدر دوستش خواب دیده بود هنوز خط اول تعبیرشو نخونده بود زنگ زدن خبر مرگشو دادن . این فقط یکیه ها . الان دو شبه که یکی میاد تو خوابش بش میگه تو ۱۲ خرداد میمیری خیلی استرس دارم باید چیکار کنم تعبیر نشه؟ شما فک کنید همیشهههه خواباش تعبیر میشه هم خوب هم بد حالا خواب تاریخ مرگش رو دادن اونم نه یه بار دو بار ، یه بار اواسط تیر مرداد بود خواب دید یه بار که همین

برچسب: چکار کنیم یه پسر عاشقمون بشه,چیکار کنیم یه پسر عاشقمون بشه,چیکار کنیم یه دختر عاشقمون بشه, نویسنده: فاطمه حسینی تاريخ: دوشنبه 26 مهر 1395 ساعت: 2:12

سلام من امسال کنکور تجربی دارم نیومدم درباره رشته و اینا صحبت کنم اومدم یه خورده از احوال کنکوری بودن بگم . من پدرم بازنشسته اموزش پرورشه و یه زندگی فوق العاده معمولی داریم و قشر متوسط شهر خودمون حساب میایم فکر کنم واسه جامعه دیگه میشیم پایین . الان کنکور جوری شده که طرف یا پولداره یا مخه دوستم از اول تابستون فقط شیش میلیون فقط خرج کلاساش کرده اونوقت منی که ندارم باید بشینم تو خونه وقتی یک جلسه مشاوره خصوصی پنجاه هزار تومن شده. اخه بدبختی اینه دلمم نمیاد بابامو تحت فشار بذارم اخه میدونید حس میکنم اگه کنکور قبول نشدم چجوری تو چشمای بابام نگاه کنم

برچسب: نویسنده: فاطمه حسینی تاريخ: دوشنبه 26 مهر 1395 ساعت: 2:11

سلام یه راست میخوام برم تو دل موضوع . تو رو جون همون صاحب چادر قسم فقط نرید بالا منبر و منو بکوبید من خودم ناراحتم کمکم کنید . از خودم بگم: من یه دختر هستم که تو خانواده نسبتا مذهبی بزرگ شدم اما پوششمو خودم انتخاب کردم . من از اول چادر خیلی دوست داشتم اما برای اینکه فکر میکردم نمیتونستم سر نکردم . تا چند ماه پیش ، اما واقعا با یه سری موضوع نمیتونم کنار بیام . من همیشه یه زندگی رویایی واسه خودم تصور میکردم یه زندگی پاک و البته با عشق . من تا الان هم با کسی نبودم . اما الان که چادر سر کردم میبینم دیگه نمیتونم اون شروع عاشقانه رو داشته باشم چون به خاطر حرمت چاد

برچسب: بهم کمک کنید, نویسنده: فاطمه حسینی تاريخ: دوشنبه 26 مهر 1395 ساعت: 2:11

سلام من یه بدبختم که توی خانواده بی فکر بدنیا اومدم ، 29 سالمه ، مجردم و یه خواهر کوچکتر دارم که با اصرار خودش با یه پسر که هیچی نداشت ازدواج کرد در طی سه ماه رفت سر خونه زندگیش. الان هم سه ماهه حامله اس . مشکلم اینه که من با این هشت ساله حرف نمیزنم چون حیفه که اسم خواهر رو روی این بذارم .این خانم بعد از ازدواج داداشم و اومدن زن دادش به کل منی که خواهرش باشم رو فراموش کرد . و رفت سمت زن داداش. و همه گشت و گذاراش با اون شد و در هیج جا به من محل نمی ذاشت . قرار بود با یه پسر که دوست پسرش هم بود ازدواج کنه ولی پسره خاستگاریش نیومد . اینم از سر لج بازی یا نمیدونم دلیلش

برچسب: نویسنده: فاطمه حسینی تاريخ: دوشنبه 26 مهر 1395 ساعت: 2:10

سلام دختری هستم 26 ساله، یا مدرک مهندسی از یه دانشگاه دولتی سرشناس، ظاهر نسبتا خوبی دارم، مادر بنده زن به شدت بدبین و بد دهنی هستن، همش توهم توطئه دارن، به حدی که تو تمام سالهای زندگی ام با محدودیت تو تمام زمینه ها روبه رو بودم، از ارتباط با دوستام، تا ارتباط با جنس مخالف و حتی بیرون رفتن از منزل. توهم اینکه دوستام همگی قصد فریب من و دارن، تمام مذکرها قصد تجاوز به من و دارن، بیرون از منزل باشم قطعا در حال هرزگی کردنم، من تا بحال رابطه ی عاطفی و دوستی و ... با کسی نداشتم، اما متاسفانه کلماتی رو در مورد من به کار می بره که به شدت عصبی ام می کنه، جدا از همه ی ای

برچسب: نویسنده: فاطمه حسینی تاريخ: دوشنبه 26 مهر 1395 ساعت: 2:10

با عرض سلام و خدا قوت خدمت دوستان به حرفاتون احتیاج دارم اگر ممکن است راهنمایی ام کنید . بنده دانشجوی ترم آخر مهندسی و کارمند آموزش و پرورش می باشم. بنده قصد ازدواج دارم و به دلیل اینکه دانشجویان دانشگاه فرهنگیان گزینش شده اند، قصد دارم از این محیط همسر خود را انتخاب کنم. و در کنار آن چون علاقمندم همسرم شاغل باشد ، شغل معلمی را بیشتر مناسب همسر خود ( چون خودم به نوعی هم مهندس هستم و هم معلم ) می دانم . با این وجود هیچ اشنا و راهی برای شروع کار نمی بینم . به نظر شما چکار کنم ؟ در ضمن بنده 24 ساله و از شهر همدان هستم . با تشکر از همگی دوستان

برچسب: می خوام ازدواج کنم,می خوام از این خونه برم,می خوام از شما بخونم,می خوام ازت دور شم,می خوام از شوهرم طلاق بگیرم,می خوام ازش جدا شم, نویسنده: فاطمه حسینی تاريخ: دوشنبه 26 مهر 1395 ساعت: 2:09

سلام من یه دخترم ، داشتم عکس های دانلود شده رو نگاه میکردم که چند تا عکس نامناسب و فیلم تو کامپیوتر دیدم. یه برادر 17 ساله دارم که با هم از کامپیوتر استفاده میکنیم . نمیخوام به بیراهه بره . اگه کس دیگه ای جای من بودن و میدیدن یا پدر و مادرم چه اتفاقی می افتاد؟ میدونه که کامپیوتر شخصی نیست ولی نمیدونم نگرانش شدم. فکر کنم از گوشیش ریخته تو کامپیوتر. الان من چیکار کنم ؟ چه برخوردی داشته باشم . میشه راهنماییم کنین ؟

برچسب: چند تا عکس از یه دختر,چند تا عکس از یک دختر,چند تا عکس از یک دختر ایرانی,چند تا عکس یادگاری,چند تا عکس یادگاری قمیشی,چند تا عکس از یه دختر ایرانی,چند تا عکس از یک پسر خوشگل,چند تا عکس باحال,چند تا عکس از یک دختر خوشگل,چند تا عکس از یک پسر, نویسنده: فاطمه حسینی تاريخ: دوشنبه 26 مهر 1395 ساعت: 2:09

سلام

تا الان راجع به ترک پوستی خیلی صحبت شده به جز راه درمانش. میخواستم خانمایی که تجربه درمانش رو دارن نظر بدن.

از روش های زیر کدوم بهتره و جواب گرفتین؟

کربوکسی تراپی ، لیزر ، میکرونیدلینگ ، روغن و ... اگه کسی راه دیگه ای هم داره بگه .

برچسب: تجربیات شما در مورد لابیا,تجربیات شما در مورد خرید سیسمونی,مشاهدات و تجربیات شما در آمریکا, نویسنده: فاطمه حسینی تاريخ: دوشنبه 26 مهر 1395 ساعت: 2:08

صفحه بندی